تنهای دوم
 
 
هایکو شعر نو شعر کلاسیک و ....
 

برای امام رئوف.....

 

ازلطف شما هنوز حالم بد نیست

آرامش من به غیر آن  مرقد نیست

گفتم :  « زکدام سو بیایم ؟ » گفتی :

« دروازه آسمان بجز مشهد نیست.... »

***********************************

عمری ست دلم به عشق تو مانوس است

رخسار تو ماه وچشمت اقیانوس است

از غلغله ی فرشتگان فهمیدم

حقا که بهشت قطعه ای از طوس است

*************************************

اینجا که نمانده کفتری بی دانه

من آمده ام ز دور مشتاقانه

این مرد خجالت زده را می بینی؟

در صحن عقیق ، جنب سقاخانه

**************************************

تا طبع من از حسن تو الهام گرفت

اجزای وجودم همه آرام گرفت

می خواستم از عشق بگویم ،شعرم

از پرچم سبز گنبدت وام گرفت

**************************************

زنجیرگناه بسته پایم آقا

پیداست ز لرزش صدایم آقا

طردم نکنی که حضرت عباسی

من عاشق مشهد شمایم آقا

***************************************

دائم زخدا یادتورا می خواهم

دربندم وامدادتورا می خواهم

هرچند همه بهشت را می طلبند

من پنجره فولاد تورا می خواهم

شاعر:میرزایی

 |+| نوشته شده در  جمعه سی ام دی ۱۳۹۰ساعت 17:44  توسط مدیر وبلاگ  | 
  بالا