تنهای دوم
 
 
هایکو شعر نو شعر کلاسیک و ....
 

طرح وپیامک 19

 

چشم هایم را می بندم ودرخیابان گم میشوم

ودر کافه ای روبه روی صندلی خالی...

چیزی شبیه تورا سفارش می دهم

****************************************

ازیکی پرسیدند

بالاخره تونستی فراموشش کنی؟

جواب داد : آره

توی این 6 ماه و12 روز و 3 ساعتی که رفته

یکبارهم بهش فکرنکردم

******************************************

داشت می رفت

بهش گفتم : نرو نمی تونی فراموشم کنی

برگشت نگام کرد

گفتم : دیدی نمی تونی

گفت : ببخشید شما؟؟؟؟

*****************************************

هنوز برایت می نویسم

درست مثل پسرکی نابینا

که هرروز برای ماهی قرمز مرده اش غذا می ریزد

******************************************

مادرم می گوید :

دوستانت را ببین همه دارند به جایی می رسند

نمی داند

من منتظر نشسته ام تا به تو برسم...

*************************************

بهارهم سرگرم دید وبازدید عید است

وگرنه سابقه نداشته است

که تو نباشی وباد وبارانی به راه نیفتد

************************************

قیامتی است

ازلحظه ای که زنگ تلفن بلند می شود

من از جا می پرم

تا لحظه ای که مثل همیشه تو نیستی

************************************

پیرمرد همسایه آلزایمردارد

امروزصبح همسایه ها بیخودی شلوغش کرده بودند

او فقط یادش رفته بودازخواب بیدار شود

***************************************

راحت قهوه ات را بخور

ازته این فنجان نه کسی آمده ونه کسی مانده است

فال تو همین طعمی ست که می چشی..

****************************************

ازچوپان پیری که دیگر توان چوپانی نداشت

پرسیدند : چه خبر؟؟؟؟؟

با لحن تلخی گفت :

گرگ شد...آن بره ای که نوازشش می کردم

*********************************

بازی قشنگی بود

اما ما قشنگ بازی نکردیم

قبول کن هردو باختیم

من که همه را به تو فروختم

وتو که مرا به هیچ فروختی

*********************************

ای کاش

خوابت ، کمی مرا می دید..!

*****************************

لعنتی

دستِکم بین نوشته هایم دستش را نگیر

بی انصاف

مردم دارند نوشته هایم را می خوانند

*********************************

دیالوگ همیشه یک نفره ام را هی مرور میکنم

تا وقتی به چشم هایت می رسم

حرفی برای گفتن داشته باشم

اگر " انگشت های هیس " دوباره

ژست عاشقانه ام را بهم نزنند

**************************************

مراکجا صدقه کرده ای

که مدام بلای بی تو بودن سرم می آید

***************************************

تمام تنش درد می کند

دفتری که در برگرفته است

شعرهایم را...

**********************************

خوابید

بدون شب بخیر

شاید می دانست

بی اوهیچ ساعتی اززندگی ام به خیر نیست

*************************************

یه جایی هم هست

بعد کلی دویدن یهو وایمیستی

سرت رو میندازی پایین وآروم میگی

دیگه زورم نمی رسه

************************************

این روزها

خوابم نمی آید

فقط میخوابم که بیدار نباشم

*************************************

این روزها

فال حافظ هم فال نمی گیرد

حال می گیرد

**************************************

فلسفه دِکارت : یک چیزی برای خودش گفته

که می اندیشم پس هستم

نه آقاجان...

فلسفه وجودی این است

گریه می کنم.....پس نیستی

*******************************************

نشانی ام را اگر خواستی

همین جا هستم

پشت مانیتوری که نمی تواند مرابه تو برساند

*********************************************

امشب شماره معشوقه ترا ازحافظه گوشیم پاک میکنم

که مبادا غرورم کم بیاورد

ودوباره به او بگویم

غریبه مواظب یار من باش...!

*****************************************

بیا باهم بازی کنیم

تو بسته های قرص و سیگار منو بشمار

منم

شماره های غریبه های گوشی موبایلت را...

*****************************************

زیاد برای رابطه ات احساس خرج نکن

اینجا

دوستت دارم ها

روی تخت خاتمه می یابد

**************************************

می گویند دل به دل راه دارد

پس چرا؟

وقتی دلم را شکستی

دلت نشکست؟؟؟؟؟؟؟

***************************************

چقدر کشک بودند

غوره هایی که درانتظار آمدنت

خواب حلواشدن می دیدند

**************************************

دوست داشتن را با تمام وجود یادش دادم

ولی او رفت

وامتحانش را به دیگری پس داد

**************************************

لعنت به تمام قانون های دنیا..

که شکستن دل آدم ها

توی اون پیگرد قانونی ندارد

*******************************************

فیلترکرده است دل را...

درد..!

ببین باز نمی شود

*************************************

نوشته هایم را می خوانید ومی گویید

چه زیباست

راستی

دردهای آدم زیبایی دارد؟؟؟؟؟

********************************

یه نفر بهم گفت میشناسیش؟

هزارتاخاطره اومد جلوی چشمم

اما

فقط یه لبخند زدم وگفتم :

می شناختمش

*************************************

دکتر راست می گفت که

" روی "

برای سلامتی مو مفید است

از من که روی برگرداند

موهایم همه سفید شدند

***************************************

خواب دیدم کنارت جان دادم

تعبیرش کردند

تا ابد پیشم می مانی

نمی دانستم

خیالت را میگویند نه خودت را

******************************************

آنقدر نازت را کشیدم

که جوهر خودکارم تمام شد

****************************************

چمدان کوچکت جا نداشت؟؟؟

وگرنه خوابهایت را هم می بردی

**********************************

بزرگترین دروغ سیزده.....

حال همه ی ما خوب است...!

***********************************

قفل می شود زبان الفبای پیامکهایم

هرزمان که می خواهم یاد کنم

از تویی که حرف نداری

**********************************

تا کلاه ایمنی بر سر نمی گذاشت

صفحه حوادث روزنامه را نمی خواند

************************************

توهم شده ای انقلاب زندگی من

حالا همه چیز در زندگی ام تاریخ دار شده

قبل از تو

بعد از تو

************************************

لبخندکه می زنی

یوسفی می شوم که بی هیچ برادری

درچال گونه ات گم می شوم

*************************************

می بینی؟؟؟

همه منتظر نوشته هایم هستند

اما

هیچکس منتظرخودم نیست

کاش نوشتن هم بلد نبودم

************************************

امروز عکس تنهایی ام را قاب گرفتم

عکسی در ابعاد سه در بی نهایت

**********************************

زندگی چه اتفاق غم انگیزیست

وقتی

تنهایی ات سال ها از تو بزرگتر باشد

*************************************

کشور من

تنها جایی ست

که نجابت دوخته شده ات را

بیشتر از صداقتت خریدارند

*********************************

آهای پسری که به دروغ به دختری میگی

تا آخرش باهاتم

مرد باش وبگو

آخرش موقعه بستن کمربندته..!

**************************************

آهای مفرد مونث غایب من

ضمیر لحظه هایم که تو باشی

قیدد همه چیز را می زنم

****************************************

حتی در روز مرگم هم باهم تفاهم نداریم

من سفید پوشیده ام

تو سیاه...!

***************************************

تقصیرمانیست

خیانت را در مدرسه یادمان دادند

آنجا که گفتند

جای خالی را پُر کنید

**************************************

خاطرات همانند سرباز مفقودالاثری است

که تا مردنش را باور میکنی

زنگ در را می فشارد

*************************************

تو نیستی و

این روزها

بدجور درد می کند

جای دوست داشتنت

******************************************

درد خانه ی مان را برد

مرا ببخش

در خواب تو بودم

**************************************

شماره عوضی نبود

صدا هم عوضی نبود

چیزی اما عوض شده بود

جمله ها کوتاه تر شده بودند

واو مرا نمی شناخت

************************************

هیچ لذتی بالاتر ازاین نیست

که وقتی باهاش قهری

نصف شب یه sms ازش بیاد که

اصلاً معلوم هست این وقت شب چرا بغل من خالیه؟؟؟

زود بیا...!

*********************************************

شعر

صدای نفس های توست

وقتی سرت برشانه و سینه ام میگذاری

وکلمات گورشان را گم می کنند

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد ۱۳۹۲ساعت 18:34  توسط نویسنده  | 
  بالا